ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
35
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
سوارى و جوانى نخواهد بود ، و در آنجا تنها مىماند . دو مرد را كه مورد اعتماد تو هستند ميگمارى كه او را با غلامى كه همراهش هست ، بكشند و آن جوان بچه را هم بكشند . و بعد فرزندش را بجاى او مىنشانى و تومهير امور و شئون دولت ميشوى و به اقطاع تو يكصد هزار دينار خواهم افزود . آن دو نفر بپاخاستند و ابن دبوس بهر يك دينار هزار بداد و بكوه رفتند ، و الحاكم به عادت خويش سوار شد و بدانجا رفت و چون تنها ماند ، آن دو تن او را كشتند . سن او سى و شش سال و نه ماه بود و فرمانرواييش بيست و پنج سال و بيست روز و مردى دست و دل باز و بخشنده و سفاك و خونريز بود ، گروه زيادى از برجستگان دولت خود و غيرهم را بكشت و سيرتى شگرف داشت . از جمله اينكه : در آغاز خلافتش امر به سب ( بدگوئى ) صحابه رضى اللّه عنهم كرد و اينكه آن سب ( ناسزا و بدگوئيها ) بر ديوار مساجد و بازارها بنويسند و بعمال خود نيز در اين باره امريه صادر كرد . و اين واقعه بسال 395 بود . پس از آن بمدتى ! امر كرد كه سب ( صحابه ) موقوف گردد و هر كس سب كند يا ببدى از آنها نام برد تأديب شود . سپس بسال سيصد و نود و نه امر به ترك نماز عشاء ( به جماعت ) كرد مردم در جامع عتيق ( مسجد كهنه ) اجتماع نمودند و امام جماعت رمضان نماز گزارد ، الحاكم او را گرفت و كشت و ديگر كسى تا بسال چهارصد و هشت اين نماز ( جماعت ) را اقامه نكرد . سپس از آن امر عدول كرد و امر به اقامهء آن بنابر عادت مرسومه نمود . مسجدى در راشده بنا كرد . و جوامع و مساجد را آنقدر از اسباب و اثاث و قرآن و پردهها و فرشها ( حصير ) برجستگى داد كه بمانند آن ديده نشده بود . و اهل ذمه ( يهود و نصارى ) را وادار بقبول اسلام كرد . با اينكه بمأمن خود روان شوند و يا اينكه جامهاى غير از جامهء مسلمانان بپوشند بسيارى از اهل ذمه قبول دين اسلام نمودند ، سپس يكى از آنان بعد از قبول اسلام او را ملاقات ميكرد و ميگفت : من ميخواهم به دين خود برگردم به او اجازه ميداد . زنان را از بيرون آمدن از خانه منع ميكرد ، و هر زنى كه از خانه بيرون ميشد او را مىكشت زنانى كه سرپرستى نداشتند كارشان را انجام دهد . شكايت كردند